محمد سعيد جانب اللهى
61
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
ماست را بر سر بيمار مىگذارند ( پاينده : 262 ؛ نيز - حشرهدرمانى ) . بىخوابى در ايلام با روشهاى زير درمان مىكنند : 1 . نوشيدن دمكردهء پودونه 2 . خوردن دمكردهء سنبل الطيب 3 . خوردن جوشاندهء اكليل كوهى ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 277 ) . كردها روغن رودك و تخم شنبليله به كار مىبرند ( صفىزاده : 182 ) . فلج ( سكته ) در لرستان و ايلام به كسى كه در حال فلج شدن است ، هر صبح تا زمانى كه بهبود يابد جوشاندهء ريشهء دوز « 1 » مىخورانند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 278 ) . در ايرانشهر اگر كسى دچار سكتهء ناقص مغزى ، كه به آن الماس مىگويند ، شد تا يك هفته نبايد كسى او را ببيند . سپس چالهاى مىكنند و در آن آتشى از هيزم درخت گز مىافروزند تا چاله كاملا سرخ شود ، بعد مريض را روى آن چاله مىخوابانند تا بدنش از عرق خيس شود و بهبود يابد ( جانب اللهى ، 1381 : 260 ) . در اصفهان موميايى را با روغن بادام تلخ مخلوط كرده به بدن مىمالند ، عرق بومادران و شاهتره ، بادرنجويه ، مرزنگوش ، گل ارونه ، گشنيز ، مريمگلى به صورت دمكرده تجويز مىشود ( جانب اللهى و آذرمهر : 23 ؛ نيز - دعادرمانى ) . 3 . بيمارىهاى چشم در قديم ، كحالى يا چشمپزشكى شعبهء خاص داشت و از قديم اين فن از طبابت جدا بود . كحالها در قولقهاى چرمى دواهايى داشتند كه با انگشت نر و سبابه مقدارى از آن را گرفته در چشم مبتلا مىريختند . در ميل زدن و آب گرفتن چشم هم ماهر بودند و با كحالهاى فرنگ رفته مسابقهء فنى داشتند كه اكثر برد با آنها بود . ( مستوفى : 1 / 529 ) در قديم مردم حتى براى پيشگيرى از چشمدرد نيز راهكارهايى مىشناختند مثلا در احمدآباد ( هشتگرد ) براى پيشگيرى از ابتلا به چشمدرد در افراد زير پانزده سال به اصطلاح گوش ونجن « 2 » مىكردند . يعنى پشت گوش
--> ( 1 ) . دوز ( duz ) گياهى است كه در مناطق كوهستانى مىرويد . ( 2 ) . gusvanjan